Half-moon
جمعه بیست و ششم تیر ۱۴۰۵، 19:2
درحال بارگذاری..
بعد برگشتی و از دور نگاهم کردی
کوه بودم به نگاهی پر کاهم کردی
کوه بودم، دلم از سنگ، لباسم از سنگ
ابر سیّالی از ابریشم و آهم کردی
مثل یک صاعقه یک ثانیه خندیدی و بعد
دست در خرمن گیسوی سیاهم کردی
دشت بودم که تو چون صاعقه ای عریان از
سبزه و برگ و گل و آب و گیاهم کردی
چشم در چشم من انداختی، انداختی ام!
چشم در چشم، چهل سال نگاهم کردی
باد می کوفت به هم پنجره را، درها را
پرده رد می شد و من... سنگ سیاهم کردی
سر به را بودم و یک عمر نگاهم به زمین
آمدی، سر به هوا، چشم به راهم کردی